تبليغاتX
بابونه
Shabnam Tolouie's blog

چندوقتی دلم نمیخواست بیام سراغ بابونه، تنها به این دلیل که نمیخواستم برم سراغ اینترنت . یک دفعه احساس کردم دلم میخواد از همه چیز بیخبر بی خبر باشم و خودم بمونم و خودم. حتی برای گرفتن کامنت ها از همسرم خواهش کردم این کار رو بکنه و میدونم که براش آسون نبود چون فارسی رو خیلی خوب نمیخونه. 

در های دیگه ای رو هم بستم. درهایی که نه به دنیای مجازی که به دنیای واقعی مربوط میشد. دوستان نزدیکم این حالت های من رو خوب میشناسن و دیگه خیلی ازم کلافه نمیشن.  میرم کنجی و غیبم میزنه. گم میشم تا دوباره پیدام بشه . این طوری فرصت میشه خیلی کارهای ناتموم و فکر های نیمه کاره رو سرو سامون داد. وحالا با چند تا اتفاق خوب ساده از ذیج اومدم بیرون .

از جمله اینکه رفیقی که حد اقل پنج بار در هفته میدیدمش و حضورپر اعتماد با احترام و آرامش بخشش برام از واجبات بود و چهار سال پیش در فرودگاه با هم خداحافظی کردیم و  بی اغراق ،اتفاقی نبود که من رو اینجا به یادش نندازه ، چند روزی رو ـ هر چند کوتاه ـ با ما گذروند .

دیگه اینکه دانشگاه برام نامه داده که من رو برای فوق لیسانس پذیرفته در حالیکه اصلا"منتظرش نبودم چون از زمانی که پرونده ام رو فرستاده بودم ماه ها گذشته بود و این روزها اینجا کلاس ها هم شروع شده. وقتی با شیرین نشاط قرار همکاری گذاشتم ، در دانشگاهی  دانشجو بودم و به سرعت برق و با خوشحالی رهاش کردم چون همه چیز برام تکراری ودبیرستانی و با توجه به حال و احوالاتم آزار دهنده می شد. بنابراین، این اتفاق تازه از دانشگاهی که دوستش داشتم و برای مقطع فوق لیسانس خیلی برام خوشحال کننده است.

هر وقت دوستی میاد و میره من نا خود آگاه تو تعبیر نگاه ها ویا لحظه های سکوت ، به این فکر میکنم که چقدر عوض شدم یا نشدم. چقدر دنیام دنیای قبلیمه یا دیگه نیست. و این که داره اون آدم چه چیزهای تازه ای میبینه تو این آدمی که زندگیش با امروزش خیلی خیلی متفاوت بود ولی بهترین نتیجه گیری اینه که گرچه زمان خیلی بیرحمه ، یا بر حسب شرایط آدم گاهی واقع بین تر میشه ، یا به اقتضای مفهوم پیش پا افتاده ای به اسم جغرافیا ، شکل عملکرد های آدم با قبلش تفاوت های فاحش میکنه ، یا اصلا" به عمد فاصله هایی میگیره از دیروز تا فردای پر انرژی تری رو رقم بزنه ،یا شاید هم توی همین امروزش بتونه زندگی کنه (زندگی کنه: یعنی لحظه هاش رو با همه ی تلخی ها و شیرینی ها دریافت کنه )اما چیز هایی هم هست مثل دوستی ها ـ وقتی خالصن ـ که با زمان و فاصله و جبر و اختیار و لحظه و قرن... میتونن تغییر نکنن.

 
+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1387  توسط بابونه