تبليغاتX
بابونه
Shabnam Tolouie's blog
۱ ـ احساس میکنم که یه قرنه که توی وبلاگم ننوشتم، به چندین دلیل. اولیش این که موقتا" فونت فارسی نداشتم.  به سربازه گفتن چرا از جنگ در رفتی؟ گفت : اولا" که فشنگ نداشتم . گفتن: دیگه نمیخواد دوما" رو بگی! بنابراین بقیه ی دلایل من هم  با اجازه تون بمونه برای خودم.

۲ ـ رادیو پیام دوست  شروع به پخش برنامه ای  کرده به اسم روز پرواز ، که گمان کنم با توجه به توضیحات مصاحبه کننده ،  کلا" راجع به زن هاست . با من هم یه مصاحبه ی  تلفنی کردن که به نظرم متفاوت و درعین جدیت ، بامزه  بود. امروز از دوستی ( طبق معمول از ایران ) شنیدم که ظاهرا" قسمت اولش پخش شده و از کل برنامه هم بدش نیومده بود.  خودم از اینجا ، شنیدمش. و روی این لینک هم میشه شنیدش. اگه وقت کردین که برین به سراغش ، توی نیمه های  برنامه اس .  

۳ ـ عکس بالا پوستر فیلمی هست به اسم "سکوت لورنا" (محصول مشترک بلژیک و فرانسه در سال ۲۰۰۸) که جایزه ی فیلمنامه رو در جشنواره ی کن برد. موضوع فیلم ، علیرغم بازی کم روح بازیگر اصلیش ، خیلی جالبه و پرداخت قصه هم تعلیق فوق العاده ای داره ، ضمن این که داره به یه موضوع ظاهرا" متداول اجتماعی می پردازه. میدونم که در ایران دی وی دی ها همیشه به روز هستن و آدمهای اهل فیلم و سینما، معمولا" چیزی رو از دست نمیدن. بنابراین پیشنهاد میکنم این رو هم ـ اگه احیانا" همون موقع جشنواره به دستتون نرسیده  ـ به لیست فیلماتون اضافه کنین.

۴ ـ اگه این شایعات مکتوب ممنوعیت خروج گلشیفته فراهانی راست باشه خیلی خیلی زیاد متاسف شدم. و امیدوارم که بازیچه ی تصمیمات موقت و اشتباه و یا بخل  آدمهای کوته بین  نشه و بتونه قانونی و با خیال راحت به پیشنهاد تازه اش در هالیوود برسه. و ضمنا" کارش رو هم با افتخار در ایران ادامه بده. کاش که همکاران گلشیفته ، و اهالی بازیگر که شاید به طور طبیعی دلشون میخواست موقع دریافت این پیشنهادات یا بازی در اون فیلم جای اون بودن ، به خاطر فردای احتمالی خودشون هم که شده خواستار یه تجدید نظر هایی  در محدوده ی فعالیت هنرمند ها میشدن. به هرحال امیدوارم این خبرها ، اتفاقاتی تثبیت شده نباشه و بازیگر مستعد و زحمت کش و با وسواسی مثل گلشیفته ی فراهانی بتونه حیطه ی کارش رو جهانی کنه. هر کسی که بتونه راهی به عرصه ی بین المللی باز کنه، راه رو برای بقیه هموار میکنه  ؛ حتی برای اونهایی که رقابت ها رو خیلی جدی میگیرن.

+ نوشته شده در  هفدهم شهریور 1387  توسط بابونه  |