|
Shabnam Tolouie's blog
|
چند نفری برام زودتر از موقع نوشتند که تولدم مبارک ! مرسی، ممنونم . و من یادم اومد که باز بزرگتر میشم ، نمیدونم چند ساله ، شاید صد ساله یا ده ساله ؛ و بعد دلتنگ تر و دلتنگ تر شدم برای جایی که توش راه رفتم ، جستجو کردم ، دویدم ،خندیدم ، قهقهه زدم، افتادم ، گریه کردم ، زخم شدم ، من شدم .
و اینکه فکر کردم کاش پنجاه سال بعد، به دنیا می اومدم.
و همین.