تبليغاتX
بابونه
Shabnam Tolouie's blog
 

 

همین الآن یه دختر همکلاس سوئدی اینا رو فرستاده ـ که گفته از تو گوگل در جستجوی تصویر "زن ایرانی" پیدا کرده ـ و بعد نوشته کدومش واقعیت زن ایرانیه؟ باورتون نمیشه که این خارجی ها چقدر خنگ میشن گاهی !

+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1385  توسط بابونه  | 

مرسی از همه ی دوستانی که لطف کردین پی گیر عکس ها شدین.

 

بالاخره یه عده بنده خدای با مرام همت کردن تاعکس ها از آلبوم خودم ، اسکن  و فرستاده شد.

چند تا از عکسها و شناسنامه ی کارو میذارم اینجا ، شاید به درد آرشیو مرکز هنرهای نمایشی هم بخوره !که طبق گفته ی دوستانی که پیگیر شدند، هیچ چیزی در مورد این نمایش نداره. البته وجدانا"خرده ای به مرکز فعلی نمیشه گرفت چون این نمایش در اون دوره ای اجرا شد که تئاتر شهر خالی خاک گرفته پاتق گربه ها بود . تنها آدم دلسوز موجود در تئاتر شهر، محمد بهرامی نازنین بود که یک میلیارد کار رو با هم هماهنگ میکرد و مرکز و رئیس و این چیزها تعاریف با نمکی داشت. رفقایی که ازاون روزها کار میکردن خوب یادشونه چی میگم. بعید میدونم در دوره ای که مثلث سلیمی ، شریف خدایی ، پاکدل در جایگاههای متفاوتشون تئاتر رو مدیریت کردند ، و محمد بهرامی به بهترین شکل ممکن روابط عمومی تئاتر شهر رو اداره میکرد ، در مورد نمایشی یا نمایش خوانی ای  ـ چه پر هزینه  و چه جمع و جور ـ  عکس و اطلاعات کافی رسما" ثبت نشده باشه.

یادشون خوش و گرامی ، و باز هم ممنونم ازمعرفت همتون.

 

نمایش فردا

بازی   :

             شبنم طلوعی

             کورش تهامی

             عاطفه تهرانی

             طاووس آذرمی

 طراح صحنه: امید بنکدار

عکس: آرش اختری راد 

برنده ی جوایز اول بازیگری زن (طلوعی)

                     دوم بازیگری مرد (تهامی)

                     دوم نویسندگی متن(طلوعی) در جشنواره ی چهاردهم تئاتر فجر

                                         اجرا ی عمومی آبان و آذر۱۳۷۵ سالن چهارسو

 

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1385  توسط بابونه  | 

 

دوستان عزیزی که بابونه میخونید و در ایران هستید ، یه خواهش عمیق و عاجل دارم:

 

من سال ۷۴ یه نمایش نوشتم و کارگردانی کردم به اسم "فردا" که تو جشنواره ی چهاردهم تئاتر فجر اجرا شد ، سه تا هم جایزه گرفت بعدش هم پاییز ۷۵ توسالن چهارسوی تهران اجرا شد (زنی جنگرده ، اهل شلمچه به اسم زینوکه در تهران فال میگرفت و مرد مطربی که مدام بساطش رو به هم میزد... ) . قصه مال زمانیه که هنوز آقای پاکدل مدیر تئاتر شهر نبود . بنابراین نمیدونم اصلا" کسی از طرف تئاتر شهر از اجراها عکسی میگرفت یانه.

 

اون زمان از یکی از دوستان خواهش کردم که بیاد عکس بگیره که اومد . عکس های خوبی هم گرفت که نگاتیوشم تحویل داد ـ اگه اشتباه نکنم ـ و ما هم همه رو ظاهر کردیم و رفت توی آلبومی که متاسفانه من دیگه ندارمش . 

 

خلاصه اگه کسی از این نمایش عکسی سراغ داره ،  خیلی ممنون میشم برای من ایمیلش کنه.

عکس های اون کاروخیلی زیاد و زود لازم دارم و در چند روز گذشته به هر دری زدم خوردم تو دیوار.

خدا خیرتون بده.

 

+ نوشته شده در  دهم اسفند 1385  توسط بابونه  |